سالیان سال ابی و من در مورد یک سازمان خیریه برنامه ریزی کردیم و در افکارمان آرزوی کمک رسانی به هموطنان نیازمند را پروراندیم. سالهای طولانی شاهد بودیم که چگونه افراد نامدار در کشورهای دیگر از نام و آوازه شان نهایت استفاده را در کمک به مردم وطنشان میکنند و در بسیاری از موارد حتی از اقدامات دولت قویتر هستند. در مقایسه هم مردم اعتماد بالایی به هنرمندانشان دارند که هرگز به سیاستمداران نداشته اند.
وقتی طوفان کاترینا شهر نیواورلان را زیر و رو کرد، یکی از بزرگترین کمک ها را هنرپیشه هالیوود، برد پیت به مردم بی خانه و کاشانه این شهر کرد. او حدود صد خانه با رعایت اصول حفاظت از محیط زیست برای مردم ساخت و این فعالیت همچنان ادامه دارد. لیوناردو دوکاپریو عشق خود به طبیعت را در وجود سازمان خود نهاده. او تغییرات آب و هوایی را مرکز فعالیتهای سازمان خیریه اش نهاده و تا به امروز صدها عملیات پاکسازی و نجات حیات وحش در جای جای جهان انجام داده است. ماریسکا هریتیج سازمان خود را در راه کمک و نجات افرادی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، اختصاص داده و امروز در سراسر امریکا فعالیت دارد. مت دیمون سازمان خیریه اش مصمم است تا مشکل آب را برای دهات دور افتاده حل کند. او توسط سازمانش تلاش دارد تا مشکل آب آشامیدنی را برای بسیاری از مردم کشورهای آفریقایی حل کند و در این راه قدمهای بزرگ و قابل تاملی برداشته است. اوا لونگوریا تمرکز سازمان خیریه اش را بر روی آگاهی رسانی و کمک به خانواده های کشورهای امریکای جنوبی که در ایالات متحده زندگی میکنند، نهاده. لیست افراد مشهور و مورد علاقه مردم و سازمانهایی که پایه گذاری کرده اند و کمک رسانیهای کارساز آنها طوماری بلند بالا دارد، که این خود نشانگر فرهنگ والای کمک رسانی و همکاری و اعتماد است.
ابی و من که سالیان طولانی به فکر بودیم و چنین افرادی را هم در امور خیریه دنبال میکردیم و تیم قابلی هم برای همکاری داشتیم، چگونه بود که زودتر این امر خیر را شروع نکردیم؟ ابی که یکی از نام آوران ایران است و شهرت جهانی دارد چرا دستش از کشور خود کوتاه است؟ چرا نمیتواند مستقیما در کشور خود فعالیت های خیر خواهانه داشته باشد؟
چون او یک هنرمند تبعیدی است و حتی حق ورود به کشورش را ندارد. حتی سازمانهای فعال در ایران هم جرات قبول کمک از طرف ایشان را ندارند، چون برای فعالیت در ایران باید با بعضی سازمانها از جمله بهزیستی و دیگر آحاد همکاری داشت و نام ابی میتواند به اجازه فعالیتهای آنها پایان دهد. سازمانهای خارجی هم که تکلیفشان معلوم است، مانند بلایی که اخیرا بر سر پزشکان بدون مرز آوردند، البته آنها بسیار خوش شانس بودند که فقط بیرونشان کردند و به عنوان جاسوس به زندان بیافتادند!
از طرفی دیگر چنان مملکت را در تنگنای تحریمها فرو برده اند که کوچکترین مراودات بانکی با بانکهای ایران انجام نمیشود. مراودات مالی از طریق شرکت میانی هم به مانند دور زدن تحریمها است و جزو جرایم سنگین میباشد. ما همیشه کمکهای خود را به طور ناشناس از طریق فامیل و دوستان به دست هموطنان میرساندیم ولی برای یک بنیاد خیریه غیر انتفاعی میبایست همه مراحل کار به صورت قانونی انجام شود.
این حقایق تلخ به روحیه هر دوی ما بسیار ضربه زد. مگر میشود همه امکانات کمک به هموطنانت مهیا باشد، ولی موانع قانونی، و بدتر از آن سیاستگذاریهای غلط سدی بر سر راه بسازند؟ تا کی باید مردم بی گناه زیر فشار زندگی کنند و حتی از کوچکترین کمک و خدمات خارج از کشور محروم باشند؟ ایرانیان خارج از کشور تقریبا در تمام کشورهای جهان، جزو اقلیتهای رده بالا و بسیار موفق به شمار میروند، افرادی که به راحتی میتوانند در اقتصاد مملکت خود مثمرثمر باشند. ولی با کمال تاسف ایران به کشوری تحریم شده و خارج از چرخه اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
ما هم پایه و اساس کمکهای «با تو» را بر روی کودکان ایرانی و فارسی زبانان بنا نهادیم، و با تمرکز بر روی کودکان اهداف بنیاد خیریه «با تو» را پیش میبریم. کودکان ایرانی و فارسی زبان بسیاری در جهان وجود دارند که نیازمند کمک هستند و ما تلاش خواهیم کرد تا برقی از شادی و امید را به زندگی این کودکان هدیه کنیم. از تلاش برای کمکهای مستقیم به کودکان داخل ایران فروگذار نخواهیم کرد و امید داریم زمانی بدون در گیریهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی بتوانیم دست یاری به طرف کودکان هموطنمان در داخل ایران دراز کنیم.
به امید روزی که بنیاد خیریه «با تو» در سراسر ایران فعالیت داشته باشد و ابی دست در دست مردم خیر خواه ایران زمین در کمک رسانی به هموطنان در گیر بلایای طبیعی و اجتماعی کمک رسانی کنند.