زمانی زنی جوان بیست و دو ساله ای با فرزند کوچک یک ساله اش قصد مهاجرت از کشورش را کرد، با همه جوانی و تنهایی چنین تصمیمی را گرفت و خواست خطر را به جان بخرد و کوله بار ببندد. دلایل خود را داشت، مثل انقلابی که تبدیل به غولی آدم خوار شده بود، خیابان هایی که با تمام خاطرات و زیباییهایش تبدیل به میدان جنگی شده بودند از سنگرهای کمیته و پسر بچه های زیر هجده سال کلاشینکف به دست بر سر هر چهار راه و پاترول های گشت کمیته که یکه تازان آن بودند، جنگی که پایان نداشت و به تهران رسیده بود و موشکی که زمان زایمان او اولینش به تهران رسید و او در اطاق زایمان بود وقتی تهران لرزید، بیمارستانهایی که لبریز از مصدومین جنگی بود و او مادر پنجاه ساله اش را از دست داد به دلیل اینکه بیمارستان نتوانست اولیه ترین احتیاج یک بیمار کلیوی که دیالیز است را انجام دهد، تنها مانده بود و تمام اقوام نزدیکش ایران را ترک کرده بودند. او تنها مانده بود و به دنبال پناهگاه امن مهاجرت را انتخاب کرد. آن زن جوان من بودم با فرشید یک ساله ام، خطر کردم، شهامت به خرج دادم، حماقت کردم، خیانت کردم، هر کسی امروز نظر خودش را راجع به مهاجران و پناهندگان بر طبق افکار و تجربیات خودش بیان میکند. پیش داوری آزاد و بی خرج ولی انسانی ترین کار تلاش در درک موقعیت دیگران در زمان تصمیم گیریست. قبل از شیوع کرونا به نمایندگی بنیاد «با تو» و با همکاری شبکه ایران اینترنشنال سفری داشتم به کمپ های پناهندگان در ترکیه و یونان. سفری پر بار که نتایج بسیار شایسته و دستاوردهای بسیاری در زمینه اطلاع رسانی و کمک رسانی به مهاجرین اسیر در کمپ های خارج از استاندارهای جهانی به دنبال داشت. متاسفانه با شیوع کوید ۱۹ و قرنطینه کشورها برنامه های تدارکی ما هم با تاخیر روبرو شد، که صد البته به زودی ادامه پیدا خواهد کرد. ولی عزیزانمان همچنان درگیر و گرفتارند، ویروس کرونا آنها را بیش از همه در کمپ هایی کاملا خارج از استاندارهای بهداشتی اولیه تهدید میکند. چند روز پیش یکی از این کمپ ها که از پرجمعیت ترین کمپ های یونان است، کمپ « موریا» در جزیره لسبوس در اثر آتش سوزی از بین رفت و حدود سیزده هزار نفر بزرگسال و چهارصد بچه بیگناه، به حاشیه ها و پیاده رو ها و سواحل متروک رانده شدند. بنیادهای خیریه بسیاری در تلاش هستند تا با سازماندهی صحیح به این هموطنانمان کمک کنند، از همه دوستان عزیز و انسان دوستم تمنا میکنم، چرا ها و گمانه زنیها و پیش داوریها را به کنار بگذارند و با مهربانی هر کمکی هر چند کوچک به این بنیادها برسانند. ما همه دربه دران جهانیم من در اینجا با چشمی به سوی ایران، تو در ایران با مشکلات هر روزه، او در جزیرهای در یونان که همان داشته های کوچکش را آتش بلعید.